|
کروبیان شازند
|
||
|
ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در شهرستان شازند-استان مرکزی |

دفتر آیتالله جوادیآملی، سخنان کروبی در مناظره شنبهشب با احمدینژاد در خصوص هاله نور را تأیید کرد.
به گزارش آفتاب به دنبال طرح موضوع ادعای احمدی نژاد در مورد «هاله نور» از سوی حجتالاسلاموالمسلمین مهدی کروبی، و تکذیب این موضوع از سوی محمود احمدینژاد، خبرنگار سیاسی آفتاب در تماس با دفتر حضرت آیتالله جوادی آملی صحت و سقم این موضوع و فیلم منتشر شده از دیدار موصوف را جویا شد که دفتر این مرجع عالیقدر، صحت خبر را تأیید نمود.
این دفتر همچنین اعلام کرد که هموطنان میتوانند با تماس با شمارههای 02517724424 و 02517751199 شخصاً نسبت به طرح سؤالات خود درباره این موضوع اقدام کنند.
مناظره دیشب کروبی و احمدی نژاد در نوع خود مناظره جالبی بود.نکته ای که احمدی نژاد روی آن متمرکز شده بود قضیه شهرام جزایری بود که کروبی در مورد آن توضیح داد اما احمدی نژاد در مورد بسیاری از پرسشهای کروبی پاسخ روشنی ارائه نکرد و با دادن آمار و ارقام پیشرفتهای دولت سعی در فرا فکنی داشت.
احمدی نژاد به این پرسشها پاسخ نداد:
۱- هاله نور؛ درحالی که کروبی گفتههای خود در مورد ادعای احمدینژاد در مورد رویت هاله نور را به صوت و تصویر او و نیز اظهارات آیتالله جوادی آملی مستند کرد، احمدینژاد تنها به بیان عبارت "ساختگی است" بسنده کرد.
2- ادعای احمدینژاد در مورد دزدیده شدن در عراق، بازهم بی پاسخ ماند.
3- تحقیر ناشی از پاسخ ندادن بوش و اوباما حتی به نامههای تبریک احمدینژاد
4- پرونده نفت اردبیل
5- تخلفات 300 میلیارد تومانی احمدینژاد در شهرداری به استناد گزارش مجلس
6- مخالفت رهبری با کمک 700 میلیون دلاری احمدینژاد
7- وام 40 میلیار تومانی صادق محصولی
8- عکس احمدینژاد زیر عبارت خلیج عربی (علیرغم اظهارات احمدینژاد آنچه اهمیت داشت قرار گفتن زیر عبارتی بود که کلمه "فارس" در آن وجود نداشت)
9- روابط با چاوز و نحوه تامین منافع ملی در حیاط خلوت آمریکا
10- موضوع فساد مالی علی آبادی رییس سازمان تربیت بدنی
11- قرائت متن سخنان تمجید آمیز رییس موساد در مورد احمدینژاد
12- عدم دفاع رییس جمهور از 2000 ردصلاحیت شده مجلس
13- اظهارات ستایش آمیز احمدینژاد در مورد آیت الله هاشمی رفسنجانی در دهه 70
14- حمایت جریان مخالف امام خمینی (ره) و انقلاب از احمدینژاد

دیشب یکی از شبهای تلخ سیاسی تاریخی ایران معاصر بود. شب مرگ اخلاق بود. آقای احمدینژاد مثل همیشه چشمش را بر همه چیز بسته بود و فقط مخاطبان خود را میدید که از آنان رأی میخواست و در این راه هیچ مرز دینی و اخلاقی برای رسیدن به هدف رأیآوری نمیشناخت. آقای احمدینژاد به قیمت نابود کردن همه دستاوردهای نظام 30 ساله به فکر انسجام هوادارانش بود و علیرغم بهرهبرداری ناعادلانه از همه امکانات کشور، سعی داشت خودش را مظلوم انتخابات نشان دهد و اعلام کند که همه مقامات در برابر او هستند. آقای موسوی نتوانست در برابر این فضای بیاخلاقی پاسخ ارائه کند. همچنانکه هر کسی که کوچکترین بهرهای از حرمت و اخلاق داشته باشد نمیتواند در برابر این بیاخلاقی پاسخ دهد. احمدینژاد میخواست بر موج تبعیض و فقر و نابرابری که شعار رقبای ایشان بود و او باید پاسخگو باشد، سوار شود و دیگران را که نبودند متهم کرد و توانست هوادارانش را در کشور منسجم کند. من دیشب در حرم امام بودم و با جمع فراوانی از بزرگان کشور این مناظره را میدیدم. در نیمهشب که برمیگشتم، در میدان تجریش هواداران فراوان آقای احمدینژاد را دیدم که جلو ماشینها را میگرفتند و عکس رییسجمهور در دستشان بود و داد میزدند دزدگیر 88. بیتوجه به اینکه همهی اینها در دورانی صورت گرفته که رهبری ایران در اختیار امام و یا آیتالله خامنهای بوده است. تلویزیون هم تجربه بدی از خود در این مناظرهها در خاطرهها ایجاد کرد. مجری در مناظره کروبی و رضائی دهبار تذکر میداد که اسامی غائبان برده نشود در حالی که ماهها است تمام صدا و سیما و امکانات کشور در اختیار ستاد انتخاباتی رقیب بود. ولی در مناظره موسوی و احمدینژاد، مجری چیزی در مایه شیربرنج در برابر اتهامهای فراوان به افراد غائب فقط نقش کرنومتر را بازی میکرد و احمدینژاد فقط به غائبان از صحنه مناظره در رفتاری غیردینی و غیراخلاقی و غیرحقوقی تهمت میزد و مجری هم سر تکان میداد. همه متوقعند شاید کروبی بتواند در مناظره کاری کند. از دیشب خیلی از افراد از سطوح مختلف در این مورد با من صحبت کردهاند. آقای کروبی هم لابد خودش را دارد آماده میکند. امروز با جمعی از دوستان آقای کروبی را دیدم. خوشبختانه مناظره را در فرودگاه در بازگشت از گیلان دیده بود. درد دل داشت. به جای اینکه فرصت کند در این ماراتن سخت روحیه داشته باشد، ظاهراً در جلسات سخنرانیاش طرفداران احمدینژاد از یک سو و کسانی به نام حامیان آقای موسوی خیلی مزاحمت ایجاد میکنند. مرتب بر گردنش پارچه سبز میاندازند و در خیابانگردیهای انتخاباتی به نام اینکه باید به نفع آقای موسوی کنار برود، حتی جلو منزلش چند شبی است تظاهرات میکنند و شعار انصراف میدهند. این در حالی است که به خصوص با گارد آقای احمدینژاد در شب گذشته، بهترین خدمت به احمدینژاد کنارهگیری کروبی یا موسوی است. در هر حال دیشب شب تلخ ضد اخلاق در ایران ثبت شد. خدا کند انتخابات به تغییر بیانجامد. در شرایط فعلی واقعبینی حکم میکند که رقیب را جدیتر از همیشه بگیریم. در مصاف اخلاق و بیاخلاقی، در نزد نخبگان اخلاق پیروز است ولی معلوم نیست در توده عمومی مردم این حرفهای غیراخلاقی احمدینژاد به بیاخلاقی ترجمه شود و باعث انسجام نگردد. کار دیشب آقای احمدینژاد مثل سخنرانی پالیزدار بود، آیا با او مثل پالیزدار رفتار خواهند کرد؟
کمیته فرهنگیان و تبلیغات ستاد انتخاباتی آقای مهدی کروبی در شازند برگزار می کند.
جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخ با حضور
جناب آقای علی محمد مصلحی
مشاور عالی مهدی کروبی و مسئول کمیته فرهنگیان حزب اعتماد ملی
زمان: چهارشنبه ۱۳/۳/۸۸ بعد از نماز مغرب و عشا
مکان: شازند مصلای حضرت ابوالفضل(ع)
Hojjat ol-Eslam) Mehdi Karroubi
is an Iranian politician and a presidential
candidate in the upcoming 2009 presidential election in June
He is the founder of Etemad-e-Melli
اعتمادملي، زهره آشتياني: درهاي دانشگاه اميرکبير به سوي ياران دبستاني باز شد. ميلههاي دانشگاه شکست تا تمامي دانشجويان فارغ از ستارههايشان دوباره قدم به دانشگاه بگذارند. ديگر درهاي دانشگاه بر روي دانشجويان بسته نبود و دانشجويان ممنوعالورود تنها 13 روز مانده به پايان کار دولتي که اذعان ميکردند از مهرورزياش در اين چهار سال بينصيب نبودهاند وارد دانشگاه شدند. به قول يکي از دانشجويان «عجب روزي بود»، روزي که نهتنها دانشجويان ممنوعالورود بلکه دانشجوي زنداني نيز به دانشگاه بازگشت، و اين مجيد توکلي بود که پس از تحمل حدود 100 روز زندان، پس از آزادي به دانشگاه آمد تا در کنار آنها سرود يار دبستاني را زمزمه کند. خبر آزادي او هنگامي به دانشجويان رسيد که کروبي دانشگاه را ترک گفته بود و سعيد رضويفقيه با دانشجويان سخن ميگفت. او با ورودش دانشجوياني را به استقبالش فرا خواند که فرياد تغيير را سرداده و اين روز را به ياد ماندني توصيف ميکردند. روزي كه دانشگاه فرياد برآورد «هنوز زنده است». روزي که حرکت جنبش دانشجويي از ديگر دانشگاههاي کشور به خيابان حافظ رسيد و دانشجويان در مقابل درهاي بسته دانشگاه اميرکبير فرياد زدند «دانشجو ميميرد ذلت نميپذيرد». روز نهم خرداد 88، روزي که مهدي کروبي قدم به دانشگاه اميرکبير گذاشت. وعده ديدار با کروبي ساعت 11 صبح و مقابل دانشگاه اميرکبير بود ولي بسياري از دو ساعت قبل زير پل حافظ تجمع کرده بودند و در انتظار آن بودند تا کروبي به جمعشان بپيوندند. آنها در حالي در انتظار مردي که او را حامي دانشجويان ميناميدند، بودند که حراست دانشگاه اعلام ميکرد اين مراسم لغو شده و خواستار ترک محل از سوي دانشجويان بودند، چرا که شب گذشتهاش رئيس دانشگاه اميرکبير پس از چندين روز ممانعت از برگزاري مراسم پرسش و پاسخ دانشجويان با کروبي، پيکي را به ستاد انتخابات کروبي فرستاد تا نامه موافقتش براي برگزاري اين مراسم در روز 13 خرداد را اعلام کند، ولي دانشجويان اين تاخير و عقبنشيني رياست دانشگاه را برنتافتند و برگزاري مراسم در دانشگاه را حق قانوني خود دانسته و بدينتريب در همان تاريخ مقرر مقابل دانشگاه حاضر شدند، و البته اين مهدي کروبي بود که از اين به تعويق افتادن مراسم گلهمند بود. ميهمانان اميرکبير پلاکاردهايي از جنس تغيير در دست داشتند که عکس دانشجويان زنداني روي آن نقش بسته بود. پلاکاردهايي که همه حرف جنبش دانشجويي بود، حرف کساني که اعلام کردند «براي اينکه احمدينژاد نيايد حاضر ميشويم». درهاي سبزرنگ و آهنين دانشگاه بسته بود و تعدادي از دانشجويان نيز در داخل حياط ايستاده بودند و ديگر دانشجوياني که پشت در و در خيابان ايستاده بودند را همراهي ميکردند. حدود ساعت 11 کروبي به حافظ رسيد، اما هنوز درهاي دانشگاه بسته بود؛ البته کروبي تنها نبود بلکه او در کنار غلامحسين کرباسچي معاون اولش به ميان دانشجوياني رفت که يکصدا نام او را فرياد ميزدند. پايههاي پل حافظ ميلرزيد از طنين فريادهاي دانشجوياني که يکصدا ميگفتند «کروبي باغيرت برس به داد ملت»؛ کروبي دانشجويان را به آرامش دعوت کرد و خطاب به حراست دانشگاه گفت که درها را باز کنند تا دانشجويان وارد شوند و با تعامل اين مراسم در آرامش برگزار شود. ولي به نظر ميرسيد که بنابر دستور رياست دانشگاه حراست از بازگشايي در به روي دانشجويان منع شده بود. دانشجويان فرياد ميزدند و با سر دادن شعارهايي خواستار ورودشان به دانشگاه بودند، کروبي آنها را به آرامش دعوت ميکرد و حتي اعلام کرد که ما اينجا نيامدهايم که اينگونه برخورد کنيم بلکه با تعامل و گفتوگو موضوع را حل ميکنيم و حتي اعلام کرد کساني که آشوب ميکنند از بچههاي ما نيستند بلکه ما همواره با تعامل مسائل را حل ميکنيم. اما ممانعت از ورود شيخ اصلاحات به دانشگاه اميرکبير فريادهاي دانشجويان معترض را به همراه داشت، و دانشجويان به سمت در دانشگاه حرکت کردند و فشار جمعيت درهاي دانشگاه را شکست و در سبز و بزرگ آهنين دانشگاه به روي مهدي کروبي و غلامحسين کرباسچي و حاميانشان باز شد
برای خواندن متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید
صرفنظر از پرسش های بدون پاسخ و ابهاماتی که در مورد انگیزه و شیوه ورود مهندس میر حسین موسوی به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و همچنین نوع نگاه وی به پاره ای از مقولات سیاسی ،فرهنگی ،اجتماعی و اقتصادی و نیز سکوت و بی تفاوتی 20 ساله وی در قبال وقایع آذربایجان ،نابسامانی ها ،نقض حقوق بشر ،تحدید و تهدید حقوق شهروندی و آزادی های مشروع و انحراف از آرمان های نخست انقلاب وجود دارد ،ایشان را شخصیتی پاکدست و درستکار می دانم. با این وصف بخشی از عملکرد ایشان و نزدیک شدن کبوتران حرم قدرت و فرصت طلبان حرفه ای به او نگرانی هائی را هم در من و بسیاری از همفکرانم ایجاد کرده است که لازم است در این مجال که مخاطبم شخص آقای موسوی است به چند مورد از آنها اشاره نمایم و منتظر واکنش منطقی ایشان باقی بمانم:
1-در طول 8 سال حضور در مجلس شورای اسلامی عملکرد بسیاری از نمایندگان مجلس و همه وزرا و مدیران خاتمی و احمدی نژاد را از نزدیک رصد کرده و بارها تعداد قابل توجهی از آنها را بخاطر قانون شکنی ،فساد و سوء استفاده هائی که در دستگاه تحت امرشان وجود داشته به مجلس فراخوانده و یا در قالب نطق و مصاحبه نسبت به عملکرد آنان واکنش نشان دادم که یقین دارم جنابعالی هم کم و بیش با آنها آشنا هستید. علاوه بر این ها مشاهده می شود بسیاری از همان کسانی که با گفتار و کردار انحصار طلبانه و تمامت خواهانه خود و انحراف از معیارها و مطالبات مورد نظر مردم ،اسباب شکست حرکت اصلاح طلبانه مردم را فراهم ساختند هم اکنون نیز بوی کباب به مشامشان رسیده و با هدف سهم خواهی به همراه نمایندگان ،وزرا و مدیرانی که وصفش رفت شما را احاطه کرده اند و لاجرم این شائبه را بوجود آورده اند که در صورت به قدرت رسیدن مجدد جنابعالی این افراد کماکان امید مردم را به ناامیدی مبدل خواهند ساخت.
2- گرچه سالهای متمادی از زادگاه خود دور بوده اید لیکن اطمینان دارم که با موقعیت و جایگاه آقای مجتهد شبستری امام جمعه تبریز در میان اهالی آذربایجان و خصوصا شهروندان تبریزی و مواضع و رفتارهای غیر قابل دفاع وی کاملا آشنا هستید. حال که پس از بیش از دو دهه دوری از خانه پدری برای نخستین بار این توفیق را یافتید تا سفری تبلیغاتی به آذربایجان داشته باشید ،در ظرف دو روز اقامت در تبریز ،دوبار به دیدار شبستری شتافتن چه توجیهی می تواند داشته باشد!؟ آیا این اقدام شما دهن کجی به کسانی نیست که از پاره ای مواضع ،رفتارها و خودخواهی های امام جمعه تبریز به شدت آزرده خاطر هستند!؟
3-همچنانکه از دوستانی مانند شما و جناب کروبی انتظار می رفت همزمان با ایامیکه اسامی نامزدهای مورد نظر شورای نگهبان اعلام شد، طی تماس تلفنی نسبت به رد صلاحیت بنده اظهار تاسف کردید که در جای خود قابل تقدیر است . جنابعالی طی این تماس خطاب به بنده اظهار داشتید؛ "در میان کسانی که برای ریاست جمهوری نامنویسی کرده بودند شما حزء برجسته ترین ها بودید ... و شما را یک شخصیت برجسته و ملی می دانم که در مجلس حضور شجاعانه ای داشتید..." و در پایان این مکالمه تلفنی نیز قول دادید دو روز دیگر در سخنرانی ای که در یکی از شهرها ایراد می شود بصورت مصداقی در اعتراض به رد صلاحیت غیر قانونی اینجانب رسما اعلام موضع خواهید کرد.
نظر باینکه اکنون حدود یک هفته از وعده شما می گذرد و از دیرباز گفته اند الوعده وفا! چنانچه توصیف شما نسبت به حقیر مقرون به صحت و از روی اعتقاد بوده است ،بنابراین این پرسش مطرح می شود که سکوت و خاموشی کاندیدای احراز مقامی که باید ملتزم به پاسداری از قانون اساسی و استیفاء حقوق ملت باشد ،در برابر رد صلاحیت غیرقانونی فردی که به تعبیر او "جزء برجسته ترین کاندیداهای ریاست جمهوری بوده و دارای شخصیتی برجسته و ملی است و در مجلس هم حضور شجاعانه ای داشته است" با کدام معیار و چگونه قابل توجیه است!؟ آیا این سکوت را باید بحساب مخالفت همان کسانی نوشت که زمانی مشمول تیغ نظارتی بنده در مجلس شده و هم اکنون فرصت طلبانه در اطراف شما گرد آمده اند و یا اینکه این سکوت ناموجه دلایل ناموجه دیگری دارد!؟
واکنش و پاسخ مجاب کننده شما به ابهامات و پرسش های فوق نه از روی تمنای دلجوئی و نیاز ،بلکه از آن جهت برای نگارنده این سطور حائز اهمیت است که می تواند آزمونی باشد برای حصول اطمینان از میزان صداقت و پایبندی عزیزانی که در ایام تبلیغات دفاع از حقوق شهروندی و اجتماعی را در رئوس برنامه های خود اعلام و برطبل اصلاح طلبی می کوبند!!
لاجرم یک واکنش مناسب می تواند نقطه عطفی برای ایجاد یک سونامی و تاثیرات و تغییرات شگرف در نتیجه و سرنوشت انتخابات بنفع یک کاندیدای خاص شود ،" وعسي أن تكرهوا شيئا و هو خير لكم و عسي أن تحبوا شيئا و هو شر لكم، والله يعلم و أنتم لاتعلمون."
منبع:وب سایت اکبر اعلمی

دوستان دانشجو
سلام
از بخت شکر دارم و از روزگار هم مناسبتی فراهم شد تا با شما دوستان دانشجو سخن بگویم. کشور و ملت ما در یکی از عقبه های دشوار و نیمه تاریک خویش به تنگنا افتاده است. البته این تنگنا و تاریکی را سیلابی از شعار و خرافه فروپوشانده است. مثل نسبت دادن اداره امور جهان به مدیریت امام زمان علیه السلام! پیداست رئیس جمهور محترم حتی اگر به نظریه اعمال و سریان فیض اللهی از طریق نبوت و امامت هم باور داشته باشد، افاضه فیض را با مدیریت امور جهان خلط کرده است. همگی دچار رواج جهالت و جمودی شده ایم که این نمونه تازه ترینش بود.
در چنین شرایطی که دل های همه ما برای ایران و اسلام و جمهوری اسلامی می تپد، فرصتی است تا با مشارکت حداکثری در انتخابات، رئیس جمهوری را انتخاب کنیم که نماد و نشانه اکثرتی ملت باشد. می توان با مشارکت پرشور و پرانگیزه و با صدای بلند فریاد زد که راهی که دولت نهم در چار سال اخیر طی کرده، موجب سربلندی و افتخار ملت ایران نشده است.
اساتید دانشگاه صنعتی شریف که در یک کلام شایسته ترین نخبگان علمی و فنی ایران هستند، در بیانیه خود به روشنی از مدیریت بی سامان کشور سخن گفته اند. اگر می خواهیم این نابسامانی مدیریتی که در لفافی از تبلیغ و بی رسمی و ناراستی پیچیده شده است، تداوم پیدا نکند. تنها راهش مشارکت تمام در انتخابات است.
بدیهی است که اختیارات رئیس جمهور در ساختار قانون اساسی پیش بینی شده است. اما انتخاب رئیس جمهوری که افق دید و برنامه و خط مشی او ما را به آرمان ها نزدیک می کند، موجب توسعه حقیقی کشور شود و از رنج ها و بلکه مصیبت های مردم بکاهد، وظیفه و بلکه مسئولیت همه ما و به ویژه شما دانشجویان است. دانشجو نگاهش به آینده است. نسلی که بی تردید اداره کشور را در دهه های آینده برعهده خواهد گرفت. با چنین رویکردی بکوشیم هرگونه شبهه یاس و نومیدی و نمی شود یا نمی توان را از بنیاد براندازیم و طرحی نو دراندازیم.
دوستان دانشجو! من تا دیروز خود دانشجو بودم و از دانشگاه به نمایندگی مجلس از شیراز انتخاب شدم و در طی سه دهه ای که گذشته است مسائل کشور را با دقت پیگیری کرده ام. دوستانه و برادرانه به شما می گویم. با تمام توان خود در صحنه حاضر باشید. از هر شهر و روستایی که هستید دوستان و آشنایان و خانواده خود را تشویق کنید تا در انتخابات شرکت کنند و ابرهای نیمه تاریک دغل و تقلب را از ریشه بسوزانند.
همه ما در این مرحله از فردی حمایت می کنیم که با دقت و تعمق و استراتژی روشن و یارانی کارآمد مبارزه انتخاباتی خود را به پیش می برد. اینجانب افتخار آشنایی و دوستی و همکاری با جناب آقای کروبی را داشته و دارم. در یک کلام او نامزدی است که افق روشنتری را به ما نشان می دهد. برنامه درخشنده ای را اعلام کرده است، در مهمترین مسائل در سر بزنگاه موضع گیری کرده است و با نگاهی فراحزبی مجموعه ای از شناخته شده ترین یاران جبهه اصلاحات را سازماندهی کرده است. آیا صبح نزدیک نیست؟
دوست شما – سیدعطاالله مهاجرانی
مراسم مناظره عباس عبدی با نماینده دکتر احمدی تژاد لغو شد . به گزارش خبرنگار مشروطه ابتدای هفته جاری نمایندگان ستاد احمدی نژاد در استان مرکزی درخواست مناظره با نماینده ستاد کروبی را داشته و نماینده خود را نیز قاسم روانبخش اعلام نمودند . در پی این درخواست ستاد کروبی مهندس عباس عبدی را به عنوان نماینده معرفی نمودند .در ادامه با اعلام انصراف قاسم روانبخش ، حسنی را به عنوان نماینده بسیج و ستاد احمدی نژاد معرفی نمودند و در نهایت یک روز قبل از اجرای مناظره اعلام لغو این مراسم را بدون هیچ دلیلی اعلام نمودند.

آرای شیخ اصلاحات در شازند و بسیاری از شهرهای استان مرکزی روبه افزایش است و همین امر موجب ناخرسندی رقبای ایشان گشته است بطوریکه علنا دست به تخریب و تمسخر ایشان میزنند که نشان از نگرانی رقیبان از افزایش آرای ایشان است..این در حالی است که بعد از پخش برنامه تلویزیونی آقای کروبی از شبکه ۱ بسیاری از مردم شازند و اهلی روستاها مدام به ستاد کروبی مراجعه و خواهان فعالیت در این ستاد هستند.در روزهای آینده قطعا تعداد بیشتری به حامیان شیخ اصلاحات افزوده خواهند شد.
|
|